X
تبلیغات
يا تو و عشق ، يا من و مرگ
 
روزایی که"تو"توشون نیستی 

حیفم میادزندگیشون کنم..

.

.

عشق واقعی هیچوقت نمی میره، این هوسه که هرروز کمتر و کمتر میشه و از بین میره.

عشق خام و ناقص میگه من دوست دارم چون بهت نیاز دارم.

ولی عشق کامل و پخته میگه بهت نیاز دارم چون دوست دارم.

سرنوشت تعیین میکنه که چه شخصی وارد زندگیت بشه 

اما قلب حکم میکنه که چه شخصی در قلبت بمونه..

.

.

عشقم من بهت نیاز دارم چون دوست داااارم

خوابتو میدیدم عمرم ..تو خوبی ؟

دلم برات یه ریزه ست نفسم




نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم فروردین 1393ساعت 20:12 توسط * M * |
نمايش باکس نظرات
بستن باکس نظرات


سه آرزوی قشنگ عاشقانه :

بی من نباشی

بی تو نباشم

بی هم نباشیم

.

.

.

سین مثل 

"سیر" نشدن از نگاه گرمت، 

چیدن "سیب" خنده هایت، 

جوانه زدن در "سبزه"ی ثانیه هایت،

"سنجد" عشقت روی دیوار قلبم،

"سرکه" اخم های ترش دلچسبت،

"سمنو"ی شیرینت از جوانه های گندم نفس هایت،

"سماق" دلتنگی های تمام نشدنی ات، 

"سنبل" خوشبوی آغوش مهربانت، 

"سکه" براق مردمک های کهربایی ات، 

کنارم باش

هفت سین عاشقانه ام، 

عید با تو رنگ دیگری دارد ..


.

.

.

سلام عشق خوبم ، آغاز سال جدید رو از صمیم قلبم بهت تبریک میگم  

وامیدوارم سال خوب و سرشار از موفقیت برات باشه و

 آرزو دارم سال دیدار و با هم بودنمون باشه ..

پیشاپیش عیدت مبارک عشقم 

با همه ی دلتنگیم، خیلی دوستت دارم نفسم


نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392ساعت 18:52 توسط * M * |
نمايش باکس نظرات
بستن باکس نظرات

چقدر زیباست کسی را دوست بداری

..


نه برای نیاز...


نه از روی اجبار...


و نه از روی تنهایی....


فقط برای اینکه ارزش دوست داشتن دارد

.

.

آسمان گفت که امشب شب توست ،


سرخی صورت گل ، از تب توست ،


آنچه تا عشق ، مرا بالا برد ،


بوسه گاهیست که نامش لب توست

.

.

 ..

سلام عشق خوبم ، از همین فاصله ی دور می بوسمت و پیشاپیش


ولنتاین رو به تنها عشق خودم تبریک میگم و بهترین آرزوها رو برات دارم عزیز دلم


دلم برات خیلی تنگه عشقم*.*

نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1392ساعت 12:0 توسط * M * |
نمايش باکس نظرات
بستن باکس نظرات

 

میخواهم چند بندی ازعشق برایت بنویسم...


نه با قلم...


بلکه با ♥قلبم


مینویسم که عشق یعنی"تپیدن"


عشق یعنی"رسیدن"


عشق یعنی تو و تو یعنی همان مخاطب خاص من. . .

.

.

.

تا توهستی ...


زندگی از آن من است


نفس میکشم با نفس هایت


مرد لحظه های من ٬ ببخش این لیلی مجنونت را


که تا بیکرانه دوستت دارد

...

 

" تـــــــــا بیکــــــــــــرانه دوستـــــــــــــت دارم نفســـــــــــم "

نوشته شده در چهارشنبه دوم بهمن 1392ساعت 9:9 توسط * M * |
نمايش باکس نظرات
بستن باکس نظرات

 

سلـــــــــام دنیــــــــــا

 

 

امروز چند شنبه است؟

 


چندم کدام ماه و چندم کدام سال است؟



امروز چند سال از من می گذرد؟



و من چند ساله ام ؟



چیزی به یاد نمی آورم جز اینکه



امروز اکنون است و اینجا زمین است



و من به دنیا آمده ام

 

...

 

 

به رسم عادت : تولـــــــــــدم مبارک

 

...

 

.

 

.

 

عشق خوبم مثل همیشه دلم برات تنگ شده

 

 

خیلی دوستـــــــــــت دارم

 

 

راستی حال میکنی با برف ؟

نوشته شده در چهارشنبه هجدهم دی 1392ساعت 11:36 توسط * M * |
نمايش باکس نظرات
بستن باکس نظرات

گوش کن .. نفس های پاییز به شماره افتاده است

..

آخرین نگرانیهایت را تیز به ته مانده ی برگ های درختان بیاویز

..

چند ساعت دیگر می ریزند

...!

پیوسته دلت شاد و لبت خندان باشد

..

.

.

.

شب یلدای من آغاز می شود

..

نه سرخی انار ، نه لبخند پسته ، نه شیرینی هندوانه

....!

بی تو یلدا ، زجر آورترین شب دنیاست

..

بی من یلدایت پیشاپیش مبارک عشقم

..

.

.

سلام عمرم ، حتی قایم موشک بازی هم با تو قشنگه

...

هرچند تا الان که چندساعتی نمونده به شب یلدا ، لیاقت نداشتم عشقم بهم


تبریک بگه ، اما من شب طولانی پاییزو به عشق لایق خودم تبریک میگم

..

عشق خوبم ، شب یلدات مبارک


با تموم وجودم دوستت دارم تفسم

نوشته شده در شنبه سی ام آذر 1392ساعت 16:42 توسط * M * |
نمايش باکس نظرات
بستن باکس نظرات

نزدیک زمستان است

...

و من شنیده ام که روزها کوتاه تر می شود؛



ولی ، نمیدانم چرا دارند این روزها هی بلند تر میشوند . . .



بی تو...!!!

.

.

آره عشق و اشتیاقم پر مهر و مهربونی


تویی که منو به اوج آرزوهام میرسونی


تویی که تا زندگی هست تو خیالم موندگاری


تویی که با یه نگاهت روی من اثر میذاری


این یه حس عاشقونس یه علاقه شدیده


اونقدر عاشقت هستم،کسی خوابشم ندیده


تویی که حالا تمومه عشق و عمر و زندگیمی


آرزوی شب و روزم شادی همیشگیمی

....

مثل عادت نيستي تا ساده انكارت كنم


تو نفس هاي مني بايد كه تكرارت كنم


مقتضاي بودني يعني كه بي تو نيستم


زندگي بخشي بايد عمر ايثارت كنم

.

.

سلام عشقم ، تعجب میکنم از رفت و آمدهای بی سر و صدات ..

هرچند حتی همین بودنت هم تا حدی آرامش بخشه گلم

دیدی حدسم درست بود .. تو میتونی ، ولی ...!!!

اما خداییش حال میکنی چقدر دلامون به هم راه داره .. چقدر نزدیکه زمان حضورمون

من که حسابی دلم برات تنگ شده نفسی

خیلی دوستت دارم عمرم


نوشته شده در شنبه بیست و سوم آذر 1392ساعت 17:52 توسط * M * |
نمايش باکس نظرات
بستن باکس نظرات

 

 

 

گفتند ما را که عشق چیست؟


گفتیم همان لحظه ی دلواپسی است


گفتند مارا که عاشقی چیست؟


گفتیم همان تنهایی و دیوانگی است


گفتند مارا که عاشق کیست؟


گفتیم آنکه سال ها با عشق زیست


گفتند مارا که معشوق کیست؟


گفتیم انکه لایق عشق بازیست


گفتند مارا که عشق تو کیست؟


خاموش شدم چون جز تو کسی نیست

 

.

 

.

 

.

 

اصلا تو حواست نیست من محوِ تماشاتم ....


تو فکر یکی دیگِه من پایِ قدمهاتم ...


تو راه میری آهسته من پشتِ سرت هستم ...


فکرِ تو رو می خونم محکم به تو چشم بستم ...


دنیات پُرِ احساسِ اما واسه من جا نیست ....


صد بار منو میبینی اما حسی پِیدا نیست ...


حتی تویِ رویاتم انگار واسه من جا نیست ...


صد بار منو میبینی اما حسی پیدا نیست ...

 

 

خيلي سخته..بعضي وقتها به اوني که احتياج داري نباشه و تنها به پنجره خيره بشی..

 

 

با صدایی که التماس در آن موج می زند

 

بارها و بارها به تو گفته ام که مبادا ترکم کنی .. مبادا بروی ..!

 

همیشه هم منتظرم بشنوم : نه.. هیچگاه به جایی نمی روم  آرام جانم

 

 .. آنکس که می رود قراری دارد با دیگری

 

.. من نه قراری دارم و نه دیگری بهتر از تو می شناسم

 

می مانم و برایت بی قراری می کنم

 

 ...

 

اما حیـــــــــــــــف که نمیگی عشقم ..

 

.

 

.

 

 

چه حس قشنگیه وقتی میشی مَحرمِ دل یکی..


یکی که بهش اعتماد داری..

 

 

بهت اعتماد داره..


از دلتنگی هاش برات میگه..


از دلتنگی هات براش میگی..

 

آروم میشه..


آروم میشی..

 

 

حسی که هیچ وقت به تنفر تبدیل نمیشه..


این حس مثل قطره های بارون پاکه..

 

" عشقـــــــــم دلم برات خیلـــــــــــی تنــــــــــگه "

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم آبان 1392ساعت 16:12 توسط * M * |
نمايش باکس نظرات
بستن باکس نظرات

 

 

مثل گیسویی که باد آن را پریشان می‌کند

هر دلی را روزگاری عشق ویران می‌کند

 

ناگهان می‌آید و در سینه می‌لرزد دلم

هرچه جز یاد تو را با خاک یکسان می‌کند

 

با من از این هم دلت بی‌اعتناتر خواست، باش!

موج را برخورد صخره کِی پشیمان می‌کند؟

 

مثل مادر، عاشق از روز ازل حسرت‌کِش است

هرکسی او را به زخمی تازه مهمان می‌کند

 

عاشقان در زندگی دنبال مرهم نیستند

درد بی‌درمانشان را مرگ درمان می کند

 

 

 

 

بی عشــــق عبور از دل شبها شدنی نیست ،

 

شبهای پر از راز که فرداشدنی نیست ،

 

گفتم که برایت بفرستم دل خود را ،

 

افسوس که چون نامه دلم تاشدنی نیست .. 

.

 

.

 

** خیلی دوستت دارم عشقم : صادقانه ، عاشقانه ، بی بهانه **

 

نوشته شده در چهارشنبه هشتم آبان 1392ساعت 9:58 توسط * M * |
نمايش باکس نظرات
بستن باکس نظرات

 

دلت ﮐه تنگ ﯾﮏ نفر باشد!

 


تمام تلاشت را هم ﮐه بکنی تا خوش بگذرد؛

 


و لحظه اﯼ فراموشش کنی،

 


فاﯾده ندارد…. تو دلت تنگ است،

 


دلت براﯼ همان ﯾﮏ نفر تنگ است!

 


تا نیاید… تا نباشد….

 


هیچ چبز درست نمی شود…!!!

 

 

 

 

ندیدنت سخت است!!

 


ولی..

 


همین که هستی دنیایم زیباست…

 

 

" خیلــــــــی دوستت دارم عشق خوبـــــــم ، با همــــــــه وجودم "

 

.

 

.


من از عمق وجود خود ، خدایم را صدا کردم ..


نمی دانم چه می خواهی ، ولی امشب برای تو ،


برای رفع غم هایت ، برای قلب زیبایت ، برای آرزوهایت


به درگاهش دعــــــا کردم .. و می دانم خدا از آرزوهایت خبر دارد ..


یقین دارم دعاهایم اثر دارد ..


عید غدیر خم بر عشق مهربون خودم مبارک ..


" الهی که به حق این شب عزیز به همه آرزوهای قشنگت برسی عمرم "

 

 

نوشته شده در چهارشنبه یکم آبان 1392ساعت 18:40 توسط * M * |
نمايش باکس نظرات
بستن باکس نظرات

 

 

بگذار هر چه نمی خواهند

 

بگوییم

 

بگذار هر چه نمی خواهیم

 

بگویند

 

باران که بیاید

 

از دست چترها

 

کاری بر نمی آید

 

ما اتفاقی هستیم

 

که افتاده ایم!

 

 

 

 

آرزوهایم را به باد نمی گویم که به گوش نمی سپارد

 

به ابر نمی گویم که گریه می کند

 

به خورشید نمی گویم که دل می سوزاند

 

به ماه نمی گویم که گاهی به یاد می آورد و گاهی فراموش می کند

 

تنها به تو می گویم که گوش می کنی به دلتنگی هایم ..

 

 

 

<< دلم تنگتـــــــــــــــه عمرم >>

 

 

 

هیــچ چیز دلنشین تر از این نیست که:

 

 مدام نامت را صدا بزنم...

 

 با یک علامت سؤال " ؟ "

 

 و " تـــو" با حوصله جواب بدهی...

 

 جـــــان دلـــــم !؟

 .

 

.

 

" عشقــــــــــــم ؟ "

 

" تنـــــهــــــــــــــــام نــــــــــذار ، لطفــــــــأ "

 

 

نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مهر 1392ساعت 9:15 توسط * M * |
نمايش باکس نظرات
بستن باکس نظرات

 

دل خوشم با غزلی تازه همینم کافی ست


تو مرا باز رساندی به یقینم کافی ست

قانعم ، بیشتر از این چه بخواهم از تو

گاه گاهی که کنارت بنشینم کافی ست

گله ای نیست من و فاصله ها همزادیم

گاهی از دور تو را خوب ببینم کافی ست

آسمانی! تو در آن گستره خورشیدی کن

من همین قدر که گرم است زمینم کافی ست

من همین قدر که با حال و هوایت گهگاه

برگی از باغچه ی شعر بچینم کافی ست

فکر کردن به تو یعنی غزلی شور انگیز

که همین شوق مرا، خوب ترینم ! کافی ست ...

 

 

 

 

نمی دانم چشمانت با من چه میکند


فقط وقتی که نگاهم میکنی….


چنان دلم از شیطنت نگاهت میلرزد


که…..


حس می کنم چقدر زیباست


“ فد اشدن “….


برا ی ”

 

چشم” هایی که


تمام دنیای من است ...

 

.

 

.

 

هیچ چیز لذت بخش تر از اون لحظه نیست که در سرت هوای اون باشه ،

 

و ببینی یه پیام برات میاد و بهت میگه : عشق من در چه حاله؟

 

 " خیلـــــــــی میخوامت عشق خوبـــــــــــم "


 

نوشته شده در شنبه سیزدهم مهر 1392ساعت 15:59 توسط * M * |
نمايش باکس نظرات
بستن باکس نظرات

 

می گویند : سختی ها نمک زندگیست ؛

اما چرا کسی نمیفهمد!!!

"نمک"برای من وتو

که خاطراتمان زخمیست ، شور نیست…!

بلکه مزه ی "درد"می دهد…

عاشقتم سعیــــــدم ، عشقــــــــــم

 

 

من از "شما " گفتن " تو" خوشم نمی آید ..

عزیزکم مرا سرد خطاب نکن ؛

این پاییزهم میخواهم تا افتادن آخرین برگ با تو

 

دیوانـــــــگی ها کنم ... لطفی کن و بگو که : باشـــــــــد ...

 

.

 

.

 

سلام بهترینــــــــــم ، الهی دورت بگردم که بالاخره حرفامو خوندی ..

 

تنها عشق ابدیم اگه بدونی چقدر دوستت دارم .. خیلی به خدا ..

 

خیلی ازت ممنونم عمرم ، فدای مهربونیات بشم من

 

 

نوشته شده در دوشنبه هشتم مهر 1392ساعت 23:52 توسط * M * |
نمايش باکس نظرات
بستن باکس نظرات

سلام عشق بی همتای من ، امیدوارم خوب باشی و ملالی نداشته باشی .

 

اینکه چیزی نمی نویسم دلیل این نیست که نمیام ..  

نوشته شده در یکشنبه هفتم مهر 1392ساعت 8:24 توسط * M * |
نمايش باکس نظرات
بستن باکس نظرات

ای تو …


خاطراتمان را عکس گرفتم..


قاب کردم!


با میخ زدم به دیوار قلبم…


خاطرات را هم ببری

 

جای میخها باقی میماند.. همیشه میسوزد! رحمی کن…

 

.

.

 

دور از چشم همه در گوشه ای اشک میریزم..

 

فقط خدا میداند چقدر غمگینم.. دلشکسته ام..

 

 خسته ام از بی عدالتی روزگار و بی انصافی معشوق و

 

 پنهانشان میکنم پشت لبخندی که درد میکند…

 

.

 

.

 

 

نه قرص و نه شربت و دوا، هیچ کدام

 

تأثیر ندارند به مانند ” سلام ”

 

برگرد که بی تو نفسم می گیرد

 

اکسیژنِ بی عطر ِ تو، سمّ است برایم . . .

 

 

 

 

نوشته شده در جمعه بیست و نهم شهریور 1392ساعت 2:44 توسط * M * |
نمايش باکس نظرات
بستن باکس نظرات

به خاطرت این همه خاطره که توی راهه تمومه

بمون که خوشبختی حق هردو مونه

تو یک نفر واسم از هر نظر یه جورایی بی نظیری

این علاقه رو ازم هیچ وقت نمیگیری

خیلی خیلی می خوامت تو رو

پس نرو تا تورو دارم صبر و قرارم خیلی دوست دارم

خیلی خیلی می خوامت تو رو

پس نرو تا تورو دارم صبر و قرارم خیلی دوست دوست دوست دارم

♫♫♫♫♫♫

تو رو می خوام تو اوج احساس

ببین چه حسی تو چشم ماست

قرار بی قرار همشیم

همونی که بهت میگم شیم

راضی نشو عشقم بمیرم از غم

نزار که تنها شم

خیلی خیلی می خوامت تو رو

پس نرو تا تورو دارم صبر و قرارم خیلی دوست دارم

خیلی خیلی می خوامت تو رو

پس نرو تا تورو دارم صبر و قرارم خیلی دوست دوست دوست دارم...

 

**********

 

 

خیلی دوستت دارم یکی یه دونه ی من ..

 

راستی آهنگی رو که متنشو نوشتمو شنیدی ؟؟

 

اگه نشنیدی از اینجا گوش کن جونم .. فقط به خاطـــــر تو >>>

 

آهنگ اوج احســــاس

نوشته شده در شنبه بیست و سوم شهریور 1392ساعت 12:45 توسط * M * |
نمايش باکس نظرات
بستن باکس نظرات

نمینویسم! که کلمات را آلوده نکنم به گناه،گناهی که از آن من است،

  

نمینویسم تا سکوت را بیاموزم، تا احساساتم را محبوس کنم!

  

نخوانی، ندانی، که چه میگذرد این روزها بر من، میخندم تایادم بماند

 

تظاهر بهترین کاراست، تا یادم نرود که دیگران مرا خندان میخواهند،

 

تا یادم بماند من دیگرآدم سابق نیستم، روزهای زیادیست که شکسته ام!

 

تاب نیاوردند ، رفتند ، و این منم!

 

همان آرام دلتنگی که دلش مدام شورمیزند، بگذار ننویسم، نگویم..!

 

 

.

 

 .

 

 

بعضی وقتا مجبوری تو فضای بغضت بخندی

 

دلت بگیره ولی دلگیر نشی


شاکی بشی ولی شکایت نکنی

 

گریه کنی اما نذاری اشکات پیدا بشن

خیلی چیزا رو ببینی ولی ندیدش بگیری

 

سخت دلتو بشکنن و تو فقط سکوت کنی ..

خیلی تلخه احساس کنی مثل شمعی ، و فقط وقتی

 

برق نیست بیان سراغت و بعد با یه فوت خاموشت کنن ..

 

.

 

.

 

  

نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1392ساعت 9:32 توسط * M * |
نمايش باکس نظرات
بستن باکس نظرات

خواب دیدم رفتم یه جایی که تو اونجایی ، کلی ذوق کردم که دیدمت ..

 

اما هر چی باهات حرف میزدم هیچی نگفتی ، هر چی سوال پرسیدم

 

جواب ندادی ..هر چی گفتم فقط هاج و واج نگاهم کردی ...

 

انگار که اصلأ نمیتونی حرف بزنی و فقط با چشمای قشنگت زل زدی بهم ..

 

دلخوش بودم که گاهی به خوابم میای و باهام حرف میزنی ؛

 

ولی دیگه تو خوابم محلم نمیذاری .. میشنوی عشقم؟؟؟

 

 داری با من و خودت چیکار میکنی ..؟؟

 

تو رو نمیدونم ولی من که دارم زنده به گور میشم .. حس میکنی که چقدر سخته حال من ...؟!

 

نوشته شده در یکشنبه هفدهم شهریور 1392ساعت 8:35 توسط * M * |
نمايش باکس نظرات
بستن باکس نظرات

بعضــی حـــرفا رو نمــیشه گفت، بایـد خــورد !

 


ولی بعضی حـرفارو، نه میشه گفت، نه میشـه خورد! می مونه سردل!

 


میشـــه دلتنگــــی! میشــــه بغـــــض! میشــــه سکـــوت !

 


میشـــه همـــون وقتایــــی که خـــودتم نمـــی دونــی چــتـه…!

 

 

 

نوشته شده در جمعه پانزدهم شهریور 1392ساعت 0:24 توسط * M * |
نمايش باکس نظرات
بستن باکس نظرات

 

ﻫﻨﻮﺯ ﻣﻨﺘﻈﺮﻡ

 

ﻭﺳﻂ ﯾﮏ ﺷﺐ ﺑﺎﺭﺍﻧﯽ

 

که ﺍﺯ ﺷﺪﺕ ﺗﺐ ﻋﺮﻕ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ ،

 

ﺑﯿﺪﺍﺭﻡ ﮐﻨﯽ ﻭ

 

ﺑﮕﻮﯾﯽ

 

ﭼﯿﺰﯼ ﻧﯿﺴﺖ

 

ﺧﻮﺍﺏ ﻣﯽ ﺩﯾﺪﯼ!

 

.

 

.

 

 

.

 

.

 

 

یک جام پر از شراب دستت باشد ،

 

تا حال من خراب دستت باشد ،

 

این چند هزارمین شب بیداری است ،

 

ای عشق فقط حساب دستت باشد...

 

""  دلتنگــــــــــــــــــی امونــــــــــــــــــــمو بریــــــــــــــــــــــده عشقــــــــــــــــــم ""


 

نوشته شده در جمعه هشتم شهریور 1392ساعت 0:4 توسط * M * |
نمايش باکس نظرات
بستن باکس نظرات